تولید انیمیشن‌های لِگویی ایرانی در جنگ رمضان از طرف یک تیم مستقل دانشجویی مانند رونمایی از یک سلاح با بُرد نامحدود بود که تنها در بین کاربران مجازی اروپایی و آمریکایی به بازدید میلیاردی رسیده و ابعاد آن به‌قدری گسترده شده است که موزیک ویدئوی لگویی آن‌ها کف میدان تایمز نیویورک پخش شد و ایران توانست با ابزار سرگرمی روایت خود را به شکلی به مخاطب متخاصم یا بی‌طرف ارائه کند که بدون اینکه احساس کند تحت بمباران تبلیغاتی است، محتوا را تا انتها دنبال می‌کند.

پیشروی ارتش لِگویی ایران تا میدان تایمز نیویورک؛ بمباران دشمن بدون درد و خون‌ریزی

خبرگزاری خانه ملت- مطهره میرشکاری: شعاع بُرد موشک‌های ایرانی به ۲ هزار کیلومتر محدود شده است، اما ایران در جنگ رمضان از سلاحی رونمایی و استفاده کرد که اگر بگوییم محدودیت بُرد ندارد، اغراق نکرده‌ایم.

ماجرا به انتشار یک ویدئوی لِگویی به نام «روایت فتح» در میانه جنگ تحمیلی سوم یا جنگ رمضان برمی‌گردد؛ ویدئویی ۲ دقیقه‌ای، بدون کلام و با موسیقی متن سمفونی خرمشهر که از لحظه دستور شلیک در اتاق جنگ دشمن آمریکایی-صهیونی به مدرسه شجره طیبه میناب آغاز می‌شود و بعد پاسخ نیروهای نظامی ایران به این حمله روایت می‌شود.

«روایت فتح» که از طرف تیم سازنده آن به دانش‌آموزان بی‌گناه و شهید مدرسه شجره طیبه تقدیم شده است، به سرعت در فضای مجازی بازنشر و بازدیدها همان شب اول میلیونی می‌شود و یک سؤال در ذهن کاربران خارجی و حتی داخلی ایجاد می‌کند؛ «مگر ایران هم می‌تواند چنین انیمیشن‌هایی بسازد!؟»

پس از انتشار ویدئوهای بعدی، که اتفاقات مهم جنگ علیه ایران و پاسخ نیروهای مسلح ایران به این حملات را روایت می‌کرد، خیلی زود نظرات به سمت سازنده این ویدئوها جلب شد و برداشت مخاطبان خارجی این بود که این محتواها توسط رسانه‌های رسمی ایران ساخته می‌شود؛ درحالی که در واقع گروه سازنده این انیمیشن‌ها گروهی از دانشجویان ایرانی بودند که با استفاده از هوش مصنوعی این ویدئوها را تولید و وارد میدان مجازی می‌کردند.

با جوانان کارها دشوار نیست ...

امیرحسین ثابتی، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار خانه ملت، یکی از نکات قوت این ویدئوهای لگویی را تیم جوان سازنده آن و شناخت آن‌ها از نسل جدید و سلایق روز می‌داند و می‌گوید: این ویدئوها که حالا نه‌تنها در ایران، بلکه در کل جهان بازدیدهای میلیونی می‌گیرد، حاصل مستقیم کار و میدان‌داری یک تیم جوان در حوزه رسانه است که از مزیت جوان بودن خود استفاده و آن را با ابتکار عمل، هوش، خلاقیت و فناوری روز ترکیب کرده و اثری ارائه می‌دهد که علاوه‌بر کیفیت سمعی و بصری، به لحاظ محتوایی هم توانسته بسیار هنرمندانه حرف‌های حق مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی را به گوش بسیاری از مردم دنیا برساند که شاید قبل از آن حتی اطلاع نداشتند ایران در کجای نقشه دنیا واقع شده؛ اما الآن تاحدودی روایت اقتدار و البته مظلومیت ایران را از طریق همین کار رسانه‌ای مؤثر درک کردند.

ثابتی با تأکید بر اینکه جوان‌گرایی در همه حوزه‌ها راهگشا است، تصریح می‌کند: علت اصرار ما بر اینکه مدیریت کشور در حوزه‌های مختلف رسانه، اقتصاد، امنیت، فرهنگ و... را افراد جوان به دست بگیرند، همین است که جوان‌ها به واسطه جوان بودنشان این مزیت را دارند که ادبیات هم‌نسلان و هم سن‌وسال‌های خودشان را بهتر متوجه می‌شوند.

ضدحمله حقیرانه آمریکا در جنگ لگویی؛ مسدودسازی حساب‌های کاربری

پس از استقبال عجیب کاربران خارجی و اظهار و ابراز نظر و همدردی با ایرانیان به‌ویژه با دانش‌آموزان مدرسه میناب در صفحات مجازی منتشرکننده این ویدیوها، کانال یوتیوب «اکسپلوسیو مدیا» (Explosive Media) و دیگر حساب‌های کاربری تیم سازنده این انیمیشن‌ها چندین بار توسط توسط پلتفرم‌های خارجی مسدود شد؛ که واکنش رسانه‌های بین‌المللی مانند شبکه فرانس ۲۴ و الجزیره و سخنگوی وزارت امور خارجه ایران را به دنبال داشت.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در پیامی در ایکس نوشت: «در سرزمینی که به داشتن پیکسار، دریم‌ورکس انیمیشن و والت دیزنی کمپانی افتخار می‌کند، یک کانال مستقل انیمیشن که با روایت تجاوز و جنگ‌طلبی آمریکا میلیون‌ها بیننده جذب کرده بود، ناگهان بسته می‌شود؛ چرا!؟ فقط برای سرکوب حقیقت درباره «جنگ غیرقانونی» آنها علیه ایران و محافظت از روایت دروغین دولت آمریکا در برابر هر صدای رقیب.»

پیشروی ارتش لِگویی ایران تا میدان تایمز نیویورک؛ بمباران دشمن بدون درد و خون‌ریزی

سر خط خبرها؛ میدان مجازی در تسخیر ارتش لِگویی ایران

البته این مسدودسازی‌ها نه‌تنها به توقف این انیمیشن‌ها منجر نشده، بلکه بر محبوبیت آن‌ها افزود و کمک کرد این ویدیوها در شبکه‌های اجتماعی مختلف میلیون‌ها بازدید جدید به دست آورد و کم‌کم توجه رسانه‌هایی مانند وال‌استریت ژورنال هم به ماجرای ساخت این انیمیشن‌ها جلب و اولین مقاله رسمی درباره آن‌ها منتشر شد.

جنگ با آمریکا در میدان تایمز نیویورک

طبق گزارشی که تیم سازنده این انیمیشن‌ها ارائه کردند؛ پس از پرداختن رسانه‌های رسمی‌تر به این انیمیشن‌ها به عنوان سلاح جدید ایران در جنگ روایت‌ها و در میدان رسانه، بازنشر و بازدید این انیمیشن‌ها در شبکه‌های اجتماعی تیک‌تاک، ایکس (توئیتر) و اینستاگرام هم ضریب بیشتری گرفت و بنای تأثیر این جریان از شبکه‌های اجتماعی بسیار فراتر رفت و ابعاد آن به‌قدری گسترده شد که موزیک ویدئوی لگویی آن‌ها کف میدان تایمز نیویورک پخش شد.

هم‌زمان در فضای مجازی هم موج بزرگی از ویدئوهای واکنشی و ری‌اکشن توسط بلاگرها و یوتیوبرهای خارجی به راه افتاد و این توجهات حتی پای چهره‌های شناخته‌شده سیاسی و رسانه‌ای غرب مانند جرج گالوی، مکس مونتال و جان کوپر را هم به میان کشاند تا به صراحت نسبت به این ویدئوها واکنش نشان دهند و اعتراف کنند پروپاگاندای ساختگی ایرانی‌ها خیلی بهتر از پروپاگاندای جنگی آمریکا است و آمریکا و اسرائیل در جنگ رسانه‌ای جدید و لگوها بی‌دفاع به نظر می‌رسند و برای جبران شکست خود دست به سرکوب شبکه‌های اجتماعی مسدود کردن اکانت‌های انتشاردهنده این ویدئوها می‌زنند.

طبق گزارش تیم سازنده انیمیشن‌های لگویی؛ بعد از اینکه مخاطبان خارجی منبع اصلی انتشار این ویدئوها را پیدا کردند، موج دوم گزارشات رسانه‌های خارجی مانند CNN، BBC، رادیوفردا، الجزیره و... درباره این ویدئوها آغاز شد و کار به مصاحبه با رسانه‌ها و تلویزیون‌های هلند، ژاپن، انگلیس و آمریکا کشیده شد و نقطه مشترک همه این واکنش‌های بین‌المللی تعجب آن‌ها از توانایی رسانه‌ای جوانان ایرانی در کنار اتفاقات میدانی جنگ بود.

جهان باید به رسانه جدید ایران عادت کند

شاید بتوان گفت BBC اولین رسانه‌ای است که در گزارش خود از این ویدئوهای لگویی مصاحبه‌ای از مسئول صفحه اکسپلوسیو مدیا -در یک فضای ضدنور و بدون امکان تشخیص چهره او- منتشر کرد؛ که در مصاحبه خود ضمن تأکید بر مستقل بودن تیم سازنده این انیمشن‌ها، اعلام کرد تیم سازنده این ویدئوها کمتر از ۱۰ نفر است و دلیل استفاده آن‌ها از گرافیک سبک لگو را «زبان جهانی آن» دانست و اعلام کرد جهان باید به رسانه جدید ایران عادت کند.

۱ میلیارد بازدید از جنگ به روایت ایرانی‌ها

طبق اعلام تیم سازنده این نیمیشن‌ها، با وجود مسدود شدن مکرر صفحات سازندگان این انیمیشن‌ها، هر بار که صفحه جدیدی ساخته می‌شود، مخاطب‌ها در کمترین زمان ممکن آن را پیدا می‌کنند و فعالیت‌ها از سر گرفته می‌شود. چنان که برآورد اولیه از بازدید این ویدئوها در سکوهای اروپایی و آمریکایی در زمان جنگ بالای ۵۰۰ میلیون تخمین زده می‌شود و طبق اعلام اکونومیست در حال حاضر تنها در شبکه ایکس به بیش از ۱ میلیارد بازدید رسیده است.

شبکه CNN هم در گزارشی رپ‌های لگویی به همراه توئیت‌های سفارتخانه‌های ایران در کشورهای مختلف را قوی‌ترین کارهای ایران در بخش دفاع تهاجمی تبلیغاتی معرفی و این روند را تغییر در الگوی تبلیغات حکومتی ایران توصیف می‌کند و می‌گوید ایران بعد از سال‌ها تبلیغات سنتی و قدیمی، به سراغ قالب‌های تازه‌تری مانند انیمیشن‌های لگویی، رپ و میم رفته تا با گزارش‌هایی که محور و محتواهای آن کم‌تهدیدتر و برای جوانان قابل هضم‌تر است؛ برای خود تبلیغ یا از خود دفاع کند.

پیروزی ایران در نبرد تبلیغاتی علیه «زادگاه هالیوود»  

اکونومیست در گزارش مفصلی که به نبرد روایت‌ها در جنگ آمریکا علیه ایران پرداخته است؛ اعتراف می‌کند به‌ طرز شگفت‌آوری، در این جنگ ایران در حال پیروزی در نبرد تبلیغاتی علیه «زادگاه هالیوود» است.

در این گزارش با اشاره به ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی که در آن‌ها دونالد ترامپ به سخره گرفته شده و کسانی که در برابر او مقاومت می‌کنند، ستایش می‌شوند؛ با استناد به آمار یک مؤسسه آمریکایی اعلام می‌کند این ویدئوها در ماه نخست جنگ، بیش از یک میلیارد بازدید تنها در شبکه ایکس به دست آورده‌اند.

پیشروی ارتش لِگویی ایران تا میدان تایمز نیویورک؛ بمباران دشمن بدون درد و خون‌ریزی

در گزارش اکونومیست با اشاره به زبان طنز برخی از این انیمیشن‌ها و تسلط سازندگان آن‌ها بر فرهنگ غربی‌ها و موسیقی متن اغلب رپ پرانرژی با اشعار انگلیسی که ترامپ را فردی خودشیفته، ترسو و دروغگو به تصویر می‌کشد که حتی وقتی شلوارش آتش گرفته، باز هم اعلام پیروزی می‌کند؛ در ذهن مخاطب از ترامپ یک رئیس‌جمهور نامحبوب آمریکایی که درگیر جنگی نامحبوب است ساخته که  هدفی مناسب برای تمسخر است.

اکونومیست با اعتراف به برتری ایران در این جنگ رسانه‌ای و تبلیغاتی، اشاره می‌کند که ایران به‌خوبی از فرصت‌ها استفاده کرده و به‌جای سر دادن شعار سنتی «مرگ بر آمریکا»، این ویدئوها بر انتقادها از ترامپ تأکید می‌کنند که با مخاطب جهانی همخوانی دارد.

در بخشی از این گزارش اکونومیست تصریح شده است که این ویدئوها «مغزهای جهان را سیم‌کشی مجدد کرده‌اند» و ایرانی‌ها توانسته‌اند از طریق استفاده بسیار خوب از خرده‌فرهنگ‌های اینترنتی، میم‌ها و انیمیشن‌ها، با روح زمانه ارتباط برقرار کنند. و این بار پیام «به آمریکا اعتماد نکنید» نه از زبان رهبران حقیقی ایران، بلکه از زبان نسخه‌های لگویی آن‌ها منتقل می‌شود که سرگرم‌کننده و مؤثرتر است.

اکونومیست در نتیجه‌گیری گزارش خود با انتقاد از انفعال آمریکا در این هجمه مجازی، اشاره می‌کند که بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در مهار یک قدرت منطقه‌ای مشکل دارد و اَبَرقدرت فرهنگی جهان در جنگ تمسخر اینترنتی از ایران، عقب افتاده است. برای مردی که اجازه داد چنین چیزی رخ دهد، واژه «بازنده» کم‌اهمیت به نظر می‌رسد.  

پیروزی وایرالی در جنگ مجازی

روزنامه گاردین هم در مطلبی با عنوان «پیروزی وایرالی» با اذعان به اینکه ایران در نبرد شبکه‌های اجتماعی از آمریکا به‌عنوان سرزمین غول‌های فناوری، جلو افتاده است، اشاره می‌کند که ایرانی‌ها با ویدئوهای کمدی و انیمیشن‌های لِگویی ترامپ که توسط هوش مصنوعی ساخته شده‌اند، از طنز در نبرد تبلیغاتی علیه امریکا استفاده می‌کنند.

واکنش‌ها به پیشروی ارتش لِگویی ایران؛ ظهور تبلیغات تهاجمی ایرانی‌ها

همان‌طور که در بالا هم اشاره شد؛ پرداختن به ویدئوهای لگویی ایران محدود به این گزارش‌های رسانه‌ای نمی‌شود و  واکنش چهره‌های سیاسی و امنیتی آمریکا مانند مالکوم نانس، فرمانده سابق نیروی دریایی آمریکا هم را هم در پی داشته است که با انتشار یکی از ویدئوهای تیم اکسپلوسیو مدیا از سرعت تولید و انتشار این ویدئوها اظهار تعجب کرده است.

بِن رودز، تحلیل‌گر امنیت ملی آمریکا هم در مصاحبه‌ای با شبکه ام‌اس نوو درباره تبلیغات جنگ اخیر آمریکا علیه ایران؛ از ویدئوهای تبلیغاتی آمریکا انتقاد می‌کند و می‌گوید ویدئوهای ایرانی برخلاف تبلیغات ترامپ که فقط برای پایگاه هواداران خودش طراحی شده بود؛ برای مخاطب ایرانی ساخته نشده و روی مضامینی دست می‌گذارد که در ایالت متحده آمریکا و سراسر جهان بازتاب دارد. مضامینی مانند اینکه ترامپ بخشی از یک فرقه نخبگانی پشت پرده است یا اینکه پرونده‌های اپستین او را آسیب‌پذیر و گرفتار کرده است و او برای جان غیرنظامیان و کودکان ارزشی قائل نیست و این یعنی تبلیغاتِ تهاجمی.

رودرز در این مصاحبه خود هشدار می‌دهد که کاملاً محتمل است برای جوانان زیر ۳۰ سال آمریکایی و در هر جای دیگر دنیا که روزنامه نمی‌خوانند و اخبار را از شبکه‌های اجتماعی مثل تیک‌تاک، اینستاگرام و ایکس دنبال می‌کنند؛ همین ویدئوها اصلی‌ترین چیزی بوده باشد که درباره جنگ آمریکا و ایران دیده‌اند.

این تحلیلگر آمریکایی با ابراز نگرانی از اینکه این ویدئوها ایران را در جایگاه نیرویی قرار می‌دهد که دارد در برابر بسیاری از چیزهایی که مردم آمریکا و جهان از ترامپ خوششان نمی‌آید، مقاومت می‌کند! هشدار می‌دهد که ایرانی‌ها وارد فضای ما شده‌اند و تلاش می‌کنند روی مردم ما تأثیر بگذارند. آن‌ها در این ویدئوها ضعف‌های ترامپ را در آمریکا و در سراسر جهان برجسته می‌کنند و این می‌تواند مردم دنیا را از ما متنفر کند.

پیشروی ارتش لِگویی ایران تا میدان تایمز نیویورک؛ بمباران دشمن بدون درد و خون‌ریزی

شلیک با صلاح دشمن

وی می‌گوید: چقدر زیرکانه است که ایرانی‌ها دارند از تاکتیک‌های خود ما و هوش مصنوعی و انیمیشن‌های لگویی که ما ابداع کردیم علیه خودمان استفاده می‌کنند و این واقعاً نگران‌کننده است.

دیوید گیلبرت، خبرنگار مجله وایرد، شاید از اولین گزارشگران خارجی باشد که نسبت به انیمیشن‌های لگویی گروه ایرانی واکنش نشان داد و در گزارشی اعلام کرد در حال حاضر هیچ محتوای دیگری مانند این فیلم‌های لِگویی منتشر شده از ایران که به تمسخر آمریکا می‌پردازد، وجود ندارد و از اینکه هیچ واکنشی از سوی آمریکا برای مقابله با آن‌ها دیده نمی‌شود، ابراز نگرانی می‌کند.

او در گزارش خود اعتراف می‌کند که این انیمیشن‌های لِگویی به عنصری ثابت در نبرد اطلاعاتی، هم‌زمان با جنگ ایران بدل شده‌اند و ما شاهد شکل تازه‌ای از جنگ آنلاین هستیم؛ که جوانان ایرانی با هوش مصنوعیِ ساختهِ غرب، می‌توانند محتوایی با طنز تند و گزنده تولید کنند که با مخاطبان گسترده‌ای در تمام جهان ارتباط برقرار می‌کند.

پشت پرده بازدیدهای میلیونی ویدیوهای لگویی ایران

این استقبال بی‌سابقه از تولیدات رسانه‌ای ایران، به‌ویژه در اروپا و آمریکا و بازدید، بازنشر و بازتولید انیمیشن‌های لگویی ایران توسط کاربرهای خارجی در جریان جنگ ۴۰ روزه و پس از آن مدیون و مرهون عوامل مختلفی است.

متخصصان سواد رسانه‌ای، «شکستن گارد دفاعی مخاطب» را یکی از علت‌های فراگیر شدن این سبک محتوا می‌دانند؛ چراکه در جنگ روانی بسیار مهم است که در نگاه اول مخاطب گاردی نسبت به محتوا نداشته باشد.

عبور هوشمندانه از فیلترهای دفاعی مخاطب

کیان عبدالهی، کارشناس و فعال رسانه و سردبیر خبرگزاری تسنیم، در گفت‌وگو با خبرنگار ما نیز نخستین عامل موفقیت، یا به اصطلاح رسانه‌ای وایرال شدن این ویدئوها، را عبور آن‌ها از فیلترهای دفاعی مخاطب می‌داند و می‌گوید: مخاطبان غربی، به‌ویژه نسل جوان، نسبت به اخبار رسمی و دولتی چه داخلی و چه خارجی بدبین هستند و برای اثبات این ادعای خود به نظرسنجی چند سال قبل مؤسسه گالوپ در آمریکا اشاره می‌کند که بر اساس انتخاب شرکت‌کنندگان در نظرسنجی از بین ۱۰ نهاد مختلف مربوط به دموکراسی و در پاسخ به این سؤال که «به کدام نهاد اعتماد بیشتری دارید؟»، رسانه در قعر لیست بود! بنابراین این یک واقعیت است که مردم در غرب دیگر به رسانه‌ها اعتماد زیادی ندارند.

عبدالهی اولویت «هنر» نسبت به «خبر» رسمی و خشک و خلاقیت و بهره‌گیری از لگو به عنوان یک زبان جهانی را از دیگر عوامل مهم موفقیت این انیمیشن‌ها می‌داند و می‌گوید: هنر با قصه‌گویی، تجربه زیسته بهتری برای مخاطب نسبت به خبر رسمی ایجاد می‌کند و مخاطب با آن ارتباط بیشتری می‌گیرد.

این کارشناس رسانه معتقد است تیم سازنده این انیمیشن‌ها با استفاده از فرمت لگو، که در ضمیر ناخودآگاه مخاطب نماد بازی، خلاقیت و به نوعی برانگیزاننده حس نوستالژیک کودکی است، توانستند از فیلترهای دفاعی مخاطب عبور کنند؛ چنان‌که این ویدئوها در نگاه اول اصلاً شبیه به محتوای سیاسی یا جنگی به نظر نمی‌رسیدند، بلکه بیشتر شبیه به میم‌های اینترنتی یا ویدیوهای طنز بودند؛ در حالی که اگر مخاطب غربی با محتوای رسمی مواجه می‌شد، ممکن بود آن را پس بزند.

به اذعان کارشناسان سواد رسانه، یکی دیگر از عوامل استقبال کاربران خارجی از این ویدیوها، تضادی است که از صحنه‌های خشن و جدی جنگ با کاراکترهای لِگویی و کودکانه و بعضاً با تِم طنز ایجاد و مخاطب را دچار نوعی تضاد شناختی می‌کند که همین تضاد باعث جذابیت و جذب مخاطب است.

سردبیر خبرگزاری تسنیم معتقد است بهره‌گیری از زبان طنز برای طرح و روایت مسائل سیاسی، رسمی و خشن مانند جنگ از دیگر نقاط قوت و عوامل استقبال کاربران از ویدئوهای لگویی تیم اکسپلوسیو مدیا و تولیدات مشابه است؛ چراکه مخاطب بیشتر علاقه دارد که مفاهیم پیچیده سیاسی را از طریق طنز و هجو دریافت کنند.

«سرعت» واکنش تیم سازنده انیمیشن‌های لگویی به وقایع روز و تولید و انتشار محتوای انیمیشنی آن در کمتر از چند ساعت از دیگر عوامل موفقیت این ویدئوها و وایرال شدن آن‌ها در فضای مجازی عنوان شده است.

احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، واکنش به موقع تیم سازنده ویدئوهای لگویی به حوادث و وقایع زمان جنگ و پس از آن را از نقاط قوت کار آن‌ها می‌داند و می‌گوید: الگوریتم حاکم بر فضای مجازی به‌نحوی است کاربران را به واکنش هیجانی نسبت به اتفاقات ترغیب می‌کند و سعی می‌کنند در همان ساعات اولیه وقوع یک رویداد در صفحات خود نسبت به آن واکنش دهند؛ اینجا بُرد با محتوایی است که سریعتر تولید شود.

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس تولید ویدئوهایی لگویی با مضمون سقوط جنگنده‌های آمریکایی، یا تلاش هم‌وطنان لر ما برای پیدا کردن خلبان آمریکایی و دیگر موارد اینچنینی به فاصله چند ساعت از انتشار خبر آن‌ها را نمونه‌های روشنی از سرعت عمل در تولید این محتواها و عامل بازنشر پرتعداد آن در صفحات متعدد مجازی می‌داند و معتقد است اگر همین محتوا چند روز بعد منتشر می‌شد، به این اندازه مورد استقبال قرار نمی‌گرفت؛ بنابراین واکنش سریع و به‌موقع عوامل سازنده این ویدئوها به رویدادها رابطه مستقیمی در بازدید و بازنشر میلیونی آن‌ها دارد.

پیشروی ارتش لِگویی ایران تا میدان تایمز نیویورک؛ بمباران دشمن بدون درد و خون‌ریزی

دیوید گیلبرت؛ خبرنگار مجله وایرد هم معتقد است که سرعت نکته کلیدی در بازدید این ویدئوها است و با اشاره به اینکه گروه سازنده ایرانی به صورت لحظه‌ای به اتفاقاتی که در حل رخ دادن است واکنش نشان می‌هند؛ می‌گوید: از زمانی که ترامپ آتش‌بس را اعلام کرد تا وقتی که ویدئوها منتشر شد؛ از جمله جزئیات طرح ۱۰ بندی آتش‌بس، فقط چند ساعت طول کشید، نه چند روز. آن‌ها توانستند در عرض چند ساعت آن را آماده و منتشر کنند. بنابراین این یک تغییر اساسی در نحوه واکنش دولت‌ها به رویدادهای دنیای واقعی است.

کیان عبدالهی، کارشناس و فعال رسانه، انتخاب مخاطب درست و هدف‌گیری مخاطبان غیرسیاسی را از دیگر عوامل موفقیت انیمیشن‌های لگویی ایران در جنگ اخیر می‌داند و می‌گوید: این انیمیشن‌ها برای کسانی ساخته نشده بودند که اخبار جنگ را از طریق شبکه‌های خبری سنتی دنبال می‌کنند؛ بلکه هدف کاربران عموماً جوانی هستند که در شبکه‌های اجتماعی به دنبال سرگرمی‌اند؛ این ویدئوها با استفاده از ارجاعات فرهنگ عامه و موسیقی‌های جذاب، توانستند به فید کاربرانی راه پیدا کنند که در حالت عادی هیچ محتوای مرتبط با ایران یا جنگ یا اساساً غرب آسیا را تماشا نمی‌کردند.

وی معتقد است استفاده از موسیقی بدون دیالوگ، مانند سمفونی خرمشهر اثر مجید انتظامی در اولین ویدئو لگویی، که با عنوان «روایت فتح» منتشر شد، یک امر مهم ارتباطی بود؛ چراکه موسیقی حماسی و دراماتیک می‌تواند احساساتی مانند مظلومیت، مقاومت و پیروزی را بدون نیاز به کلمات منتقل کند. چنان که در ویدئوهای دیگر، استفاده از بیت‌های رپ گنگستری، ارتباط مستقیمی با فرهنگ جوانان غربی برقرار می‌کرد.

مخاطبانِ خاصِ انیمیشن‌های لگویی ایران

واقعیت این است که گروه سازنده انیمیشن‌های لِگویی که به گفته خودشان این محتواها را برای مخاطب خارجی تولید کرده‌اند، با اشرف به سلیقه و ذهن مخاطب خارجی این انیمیشن‌ها را به‌گونه‌ای ساخته‌اند که در پلتفرم‌های پرمخاطب دنیا مانند تیک‌تاک، ایکس، یوتیوب و اینستاگرام به راحتی قابل تبدیل به «میم» یا کلیپ‌های کوتاه ۱۰ تا ۲۰ ثانیه‌ای هستند. ویژگی میم‌ها این است که فارغ از مرزهای جغرافیایی مورد پذیرش هستند و در نهایت مخاطب را وادار به واکنش مثبت یا منفی می‌کنند و واکنش نشان دادن یا بحث و جدل درباره یک محتوا خودبه‌خود باعث وایرال یا فراگیر شدن آن محتوا می‌شود.

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس هم با اشاره به جای خالی تولیدات رسانه‌ای مختص مخاطب خارجی در بین محتواهای تبلیغی ایران، می‌گوید: در تولیدات رسانه‌ای مخاطب حرف اول را می‌زند؛ یک وقت مخاطب ما شهروند ایرانی است که برای مثال «حسبی‌الله» چاووشی یا «علاج» در جنگ ۱۲ روزه یا فیلم «نیم شب» مهدویان می‌تواند روحیه ملی‌گرایی یا ایستادن پای ایران را در او تقویت کند.

راستینه ادامه می‌دهد: اما یک وقت مخاطب ما یک کاربر خارجی مثلاً آمریکایی یا اروپایی است که فقط می‌داند ایران یک کشور در خاورمیانه است و تمام ذهنیت و شناخت او از کشور ما، همان روایت یک‌طرفه و معاندانه دولت‌ها و رسانه‌های غربی از ایران است. اینجا دیگر نمی‌توان با «حسبی‌الله» یا «بزن که خوب می‌زنی» در او حس ایران‌دوستی ایجاد کرد یا حداقل نظر او را نسبت به ایران تغییر داد و باید متناسب با ذائقه او به خوراک تبلیغاتی داد؛ به نظر می‌رسد ترکیبی از تسلط بر تاریخ آمریکا و هوش جوانان ایرانی در کنار استفاده درست از لگو به عنوان یک بازی آشنا برای همه مردم جهان در هر سنی در انیمیشن‌های لگویی اکسپلوسیو مدیا، این نیاز را برطرف کرده و باعث شده این ویدیوها پربازدید شوند و ایران را در میدان نبرد رسانه‌ای پیش بیندازند.

تغییر تاکتیک تبلیغاتی ایران در فاصله جنگ دوم و سوم تحمیلی

با تولید انیمیشن‌های لِگویی در جنگ رمضان، شاهد قدرت نرم ایران در بسته‌بندی سخت هستیم و ایران توانسته است با ابزار سرگرمی روایت خود را به شکلی ارائه کند که مخاطب متخاصم یا بی‌طرف بدون اینکه احساس کند تحت بمباران تبلیغاتی قرار گرفته، تا انتهای ویدئو را تماشا می‌کند. کاری که در جنگ ۱۲ روزه و به‌فاصله تنها ۸ ماه قبل از حضور انفجاری ویدئوهای لگویی اکسپلوسیو مدیا، شاهد نبودیم.

عبدالهی، سردبیر خبرگزاری تسنیم و کارشناس رسانه درباره این تغییرات در فاصله ۸ ماهه بین جنگ تحمیلی دوم و سوم می‌گوید: در جنگ ۱۲ روزه، رسانه‌ها و فعالان فرهنگی خبری حامی ایران بیشتر در حال واکنش به روایت‌های رسانه‌های جریان اصلی غربی بودند، اما تجربه نشان داد که نیاز به مسیرهای دیگری هم هست. در جنگ قبلی موفقیت تک‌آهنگ‌هایی مانند «بوم‌بوم تل‌آویو» نشان داد که محتوای کوتاه، ریتمیک و احساسی می‌تواند بسیار مؤثرتر از ساعت‌ها تحلیل سیاسی باشد. تولیدکننده حامی ایران این درس را به خوبی آموخت و آن را با تکنولوژی هوش مصنوعی ترکیب کرد تا محتوایی تولید کند که ذاتاً پتانسیل وایرال شدن را داشته باشد.

وی با تأکید مجدد بر اینکه استفاده از لگو یک انتخاب هوشمندانه برای تولید این محتواها بود؛ اضافه می‌کند: لگو زبانی جهانی است که نیاز به ترجمه ندارد؛ از طرفی تضاد میان ظاهر کودکانه لگو و محتوای خشن جنگی یک شوک بصری ایجاد می‌کرد که مخاطب را همراه می‌کرد و نتیجه همین می‌شود که همه شاهدیم.

بار وظایف دستگاه‌های عریض و طویل فرهنگی بر دوش چند جوان دانشجو

این حجم از واکنش‌ها به ویدئوهای لِگویی ایرانی که برخی رسانه‌های غربی از آن با عنوان سلاح جدید تبلیغاتی ایران یاد می‌کنند و ابراز نگرانی تحلیلگران آمریکایی و اروپایی از بازدیدهای میلیونی و رو به رشد این ویدئوها، نشان می‌دهد تیم سازنده انیمیشن‌های لگویی، راهی که دستگاه‌های عریض و طویل فرهنگی و تبلیغاتی طی چند ۱۰ سال با چند ۱۰۰ همت بودجه نتوانستند بپیمایند را می‌توان چند شبه و بدون اتکا به بودجه دولتی پیمود.

امیرحسین ثابتی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، با اشاره به همین نکته و در دفاع از این کار هوشمندانه و خلاقانه می‌گوید: واقعیت این است که این ویدئوهایی که امروز صدای همه رسانه‌های پرمخاطب خارجی و حتی چهره‌های سیاسی و امنیتی غرب را درآورده، حاصل اتاق فکرها و ساختارهای عریض و طویل فرهنگ رسانه‌ای ما نیست و اینطور نبوده که مثلاً میلیاردها تومن در چند سال برای یک تیم چند نفره خرج شود تا نتیجه‌ آن چنین کار موفقی شود؛ بلکه یک گروه جوان چندنفره خلاق و معتقد به جمهوری اسلامی و کشور پشت این کار بزرگ هستند که با ابتکار و خلاقیت کاری را به انجام رساندند که شاید معادل کار رسانه‌ای چندین و چند دستگاه رسمی کشور با سال‌ها بودجه باشد؛ که علی‌رغم وظیفه و تکالیفشان، به اندازه کافی اثرگذاری نداشتند و این جوان‌ها جور سال‌ها بی‌عملی یا بی‌اثری آن‌ها را کشیدند.

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تأکید بر اینکه کار فرهنگی و رسانه‌ای ما دقیقاً به چنین آفندها و کارهای چریکی این مدلی نیاز دارد؛ اضافه می‌کند: خیلی از دستگاه‌های ما سال‌ها است بودجه مصرف می‌کنند که خیلی کارها را در واقعیت انجام بدهند؛ اما متأسفانه خروجی کار آن‌ها بعضاً بسیار ضعیف و تقریباً هیچ است؛ اما این مدل کارها که ناشی از خلاقیت‌های به معنی واقعی کلمه مردمی است و اتاق فکرهای خیلی خاص و بزرگی هم پشت آن‌ها نیست؛ نشان می‌دهد همان‌طور که رهبر شهید و عزیز ما تأکید داشتند و در پیام رهبر معظم انقلاب هم اشاره شده بود، باید کارها را دست مردم داد؛ زیرا هر کجا که ظرفیت مردمی را یک مقدار فعال کردیم، چندین و چند برابر دستگاه‌هایی که ممکن است بودجه‌های کلانی هم ببلعند، خروجی داشته‌ایم؛ لذا باید از این مدل به عنوان یک الگو در سایر کارها، چه در حوزه رسانه، چه در حوزه فرهنگ و چه در تمام حوزه‌ها استفاده کنیم.

در پایان شاید باید بر این نکته تأکید داشت که بازتاب این ویدئوها در نهایت یک مسئله را روشن کرد، اینکه حتی در اوج درگیری‌ها و محدودیت‌های پلتفرمی، صداها می‌توانند حتی در قلب کشوری که به ما حمله کرد شنیده شوند.

به امید موفقیت سربازان جمهوری اسلامی ایران در تمام میدان‌های نبرد علیه کفر و استکبار./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار